بازار مسکن استرالیا پر از سرمایهگذارانی است که با وجود دانش و تجربه، تصمیمهای پرهزینهای میگیرند. مایکل یاردنی، از چهرههای شناختهشده در حوزه سرمایهگذاری ملکی در استرالیا، در گفتگویی با لوییز بدفورد — که با عنوان «خانم پول» (The Money Chick) شناخته میشود — به بررسی ریشههای روانشناختی این اشتباهات پرداخته است. نتیجه روشن است: اغلب مشکل نه در بازار، بلکه در ذهن خود سرمایهگذار نهفته است.
یاردنی توضیح میدهد که سوگیریهای شناختی (cognitive biases) — میانبرهای ذهنی که مغز انسان برای پردازش سریعتر اطلاعات از آنها استفاده میکند — میتوانند حتی باهوشترین افراد را به سمت تصمیمهای نادرست سوق دهند. این سوگیریها در پسزمینه عمل میکنند و اغلب بدون آنکه سرمایهگذار متوجه شود، بر قضاوت او تأثیر میگذارند.
اولین و شاید رایجترین این سوگیریها، سوگیری تأییدی (confirmation bias) است. این پدیده زمانی رخ میدهد که سرمایهگذار ناخودآگاه به دنبال اطلاعاتی میگردد که باور از پیش موجود او را تأیید کند و شواهد مخالف را نادیده میگیرد. برای مثال، اگر کسی تصمیم گرفته باشد ملکی در یک حومه خاص بخرد، احتمالاً اخبار مثبت درباره آن منطقه را بیشتر میبیند و گزارشهای هشداردهنده را کماهمیت جلوه میدهد. یاردنی پیشنهاد میکند که سرمایهگذاران عمداً به دنبال شواهد مخالف بگردند تا تصویر واقعیتری داشته باشند.
دومین سوگیری، مغالطه هزینه از دست رفته (sunk cost fallacy) است. این اتفاق زمانی میافتد که سرمایهگذار صرفاً به این دلیل که پول، زمان یا انرژی زیادی برای یک ملک هزینه کرده، از فروش آن امتناع میکند — حتی اگر آن ملک عملکرد ضعیفی داشته باشد. در واقع، نگه داشتن یک دارایی ضعیف به امید جبران ضررهای گذشته، خود نوعی هزینه فرصت (opportunity cost) است: سرمایهای که میتوانست در جای بهتری کار کند، بلاتکلیف میماند.
سومین سوگیری، زیانگریزی (loss aversion) است. پژوهشهای روانشناختی نشان میدهند که درد از دست دادن ۱۰۰ دلار برای انسان، تقریباً دو برابر شادی به دست آوردن همان مبلغ است. در بازار مسکن استرالیا، این سوگیری باعث میشود سرمایهگذاران در دورههای رکود بازار، تصمیمهای عجولانه بگیرند یا برعکس، از فروش به موقع یک ملک ضعیف خودداری کنند.
چهارمین سوگیری، سوگیری اخیر (recency bias) است؛ یعنی تمایل به اینکه روندهای اخیر بازار را دائمی فرض کنیم. وقتی قیمت خانه در سیدنی یا ملبورن چند فصل پشت سر هم رشد میکند، بسیاری از خریداران تصور میکنند این روند ادامه خواهد داشت — و برعکس، در دورههای کاهش قیمت، از ورود به بازار میترسند. یاردنی تأکید میکند که عوامل بنیادی بلندمدت مانند رشد جمعیت، اشتغال و زیرساخت، اهمیت بیشتری از تیترهای کوتاهمدت دارند.
پنجمین سوگیری، لنگرگذاری (anchoring) است. این پدیده زمانی رخ میدهد که ذهن ما به یک عدد اولیه — مثلاً قیمت خرید اولیه یا بالاترین قیمت پیشنهادی در مذاکره — «لنگر» میاندازد و تمام ارزیابیهای بعدی را بر اساس آن انجام میدهد، حتی اگر آن عدد دیگر ربطی به واقعیت بازار نداشته باشد.
برای خوانندگانی که تازه با بازار مسکن استرالیا آشنا میشوند، این نکته اهمیت ویژهای دارد: برخلاف برخی بازارهای دیگر، سرمایهگذاری ملکی در استرالیا اغلب یک بازی بلندمدت است. چرخههای بازار (property cycles) وجود دارند و هر شهر — از پرث و بریزبن گرفته تا سیدنی و ملبورن — ممکن است در مراحل متفاوتی از این چرخه باشد. داشتن یک برنامه استراتژیک مکتوب (strategic property plan) و مشورت با مشاوران مستقل میتواند از تأثیر این سوگیریها بکاهد.
یاردنی در این گفتگو تأکید میکند که صبر و شکیبایی برای ملکهای باکیفیت فضیلت است، اما همان صبر برای ملکهای ضعیف میتواند به انکار گرانقیمت تبدیل شود. تشخیص این تفاوت، یکی از مهارتهای کلیدی هر سرمایهگذار موفق در بازار مسکن استرالیا است.
























دیدگاهتان را بنویسید