بسیاری از کسانی که به سرمایهگذاری در بازار مسکن استرالیا فکر میکنند، سالها در همان مرحله فکر کردن باقی میمانند. آنها کتاب میخوانند، وبینار میبینند و برنامهریزی میکنند، اما هرگز قدم اول را برنمیدارند. به گفته مایکل یاردنی، بنیانگذار شرکت مشاوره ملکی Metropole و از چهرههای شناختهشده حوزه سرمایهگذاری ملکی در استرالیا، «ریشه این بیعملی در بیشتر موارد نه کمبود دانش، بلکه ترس است.»
یاردنی در تحلیلی که اخیراً منتشر کرده، چهار نوع ترس رایج را شناسایی میکند که سرمایهگذاران ملکی را در استرالیا از پیشرفت باز میدارد. شناخت این ترسها، بهویژه برای تازهواردانی که با ساختار متفاوت بازار مسکن استرالیا آشنا نیستند، میتواند گام مهمی در مسیر تصمیمگیری آگاهانه باشد.
نخستین ترس، ترس از شکست و تمسخر دیگران است. بسیاری از سرمایهگذاران بالقوه نگران قضاوت اطرافیان هستند؛ کسانی که شاید خودشان هرگز قدمی در این مسیر برنداشتهاند. یاردنی معتقد است این نگرانی اغلب از سوی افرادی تغذیه میشود که توانایی رسیدن به اهداف خود را از دست دادهاند و تنها راه احساس ارزشمندیشان، پایین کشیدن دیگران است. راهکار پیشنهادی او ساده است: تمرکز بر هدف شخصی، نه نظر دیگران.
دومین ترس، ترس از موفقیت است که شاید کمتر شناختهشده باشد اما به همان اندازه فلجکننده عمل میکند. این پدیده معمولاً زمانی رخ میدهد که یک سرمایهگذار پس از ساختن یک پرتفولیوی ملکی قابلتوجه، ناگهان احساس ناراحتی میکند. یاردنی این حالت را با مفهوم «ترموستات مالی» (financial thermostat) توضیح میدهد؛ یعنی هر کسی یک سطح ذهنی از موفقیت دارد که با تصویر خود از خویشتن تنظیم شده است. اگر ثروت یا موفقیت از آن سطح فراتر رود، ذهن ناخودآگاه شروع به کارشکنی میکند تا فرد را به همان سطح آشنا بازگرداند.
سومین ترس، احساس نداشتن شایستگی برای ثروتمند شدن است. این ترس اغلب ریشه در پیامهایی دارد که در کودکی دریافت شدهاند؛ جملاتی مانند «آدمهایی مثل ما پولدار نمیشوند» یا «طمع بد است». این باورهای ناخودآگاه میتوانند حتی پس از سالها تلاش و کسب درآمد، مانع از پذیرش موفقیت شوند. این موضوع برای بسیاری از مهاجران ایرانی و افغانستانی که در فرهنگهایی بزرگ شدهاند که ثروتاندوزی را گاهی با ارزشهای اجتماعی در تضاد میبینند، میتواند آشنا باشد.
چهارمین ترس، ترس از بدهی است. در استرالیا، اکثر سرمایهگذاران ملکی از وام مسکن (home loan یا mortgage) استفاده میکنند؛ یعنی بخش بزرگی از قیمت ملک را از بانک یا موسسه مالی قرض میگیرند و در طول سالها بازپرداخت میکنند. برخلاف تصور رایج، یاردنی تاکید میکند که بدهی به خودی خود خطرناک نیست؛ آنچه باید از آن هراس داشت، ناتوانی در پرداخت اقساط، خرید دارایی اشتباه یا تعهد مالی بیش از توان است. تمایز میان «بدهی خوب» (good debt) که برای خرید داراییهای مولد مانند ملک سرمایهگذاری استفاده میشود و «بدهی بد» (bad debt) که صرف مصرف میشود، یکی از مفاهیم پایهای در آموزش مالی استرالیاست.
نکته مشترک در هر چهار ترس این است که همه انسانها، از جمله موفقترین سرمایهگذاران، آنها را تجربه میکنند. تفاوت در این است که افراد موفق اجازه نمیدهند این احساسات تصمیمهایشان را کنترل کنند. یاردنی مینویسد که رشد شخصی و مالی همیشه با ناراحتی همراه است؛ هر بار که فرد از منطقه امن خود (comfort zone) خارج میشود، تواناییهایش گسترش مییابد.
برای کسانی که تازه وارد بازار مسکن استرالیا شدهاند، این پیام اهمیت ویژهای دارد. بازار ملک در شهرهایی مانند سیدنی، ملبورن، بریزبن و پرث ساختار، قوانین و فرآیندهای خاص خود را دارد که با آنچه در ایران یا افغانستان رایج است تفاوتهای اساسی دارد. آشنایی با این ساختار، بهرهگیری از مشاوران متخصص و داشتن استراتژی مشخص، ابزارهایی هستند که میتوانند ترس را به آمادگی تبدیل کنند.
یاردنی در پایان تاکید میکند که برای حرکت به جلو نیازی به حذف کامل ترس نیست؛ آنچه لازم است یک استراتژی محکم، راهنمایی مناسب و شجاعت برداشتن گام بعدی با آگاهی کامل است. این توصیه جنبه اطلاعرسانی دارد و جایگزین مشاوره مالی یا سرمایهگذاری شخصی نمیشود.


























دیدگاهتان را بنویسید